فرض کنید شما یک بنگاه معاملات ملکی دارید و 40 درصد درآمد شما از طریق ارزیابی املاک تجاری و قیمت گذاری بر روی آنها حاصل می شود. حال فرض کنید تنها یک نفر در موسسه شما قادر است چنین ارزیابی ای را انجام دهد. حال اگر این فرد موسسه شما را ترک کرد چه می کنید؟ چگونه جایگزینی برای این تخصص خواهید یافت؟ با چه سرعتی قادر خواهید بود فرد دیگری را بیابید؟ چنانچه جایگزینی فرد دیگر یک ماه طول بکشد چه میزان هزینه فرصت از دست رفته در این یک ماه خواهید داشت؟
در سازمانهای مختلف پرسنل بسیار ارزشمندند زیرا وظایف بسیار مهمی را انجام می دهند که انجام بسیاری از این وظایف نیازمند تخصص فراوان است و این تخصص تنها در دستان پرسنل خبره نهفته است. سیستمهای خبره سیستمهایی هستند که خبرگی و دانش مربوط به حل مسائل را ثبت کرده و آن را در اختیار افرادی قرار می دهند که از تخصص کافی برای حل مساله مورد نظر بر خوردار نیستند. بدین ترتیب قادر خواهند بود با استفاده از سیستم مسائل سازمانی را حل کرده و همچنین از سیستم به عنوان ابزاری برای یادگیری استفاده کنند.
یک سیستم خبره یا سیستم مبتنی بر دانش سیستمی در رده سیستمهای هوش مصنوعی می باشد که دارای قدرت استدلال است در مورد مسایل مربوط به یک حیطه تخصصی است و نتیجه گیری نهایی را ارائه می دهد. سیستمهای خبره برای تشخیص مسائل و تجویز راه حل مناسبند. به این معنی که سیستهای خبره می توانند تشخیص دهند که علت بوجود آمدن یک مشکل چیست و برای حل آن مشکل راه حل مناسب را تجویز کنند.
سیستمهای خبره معمولا برای یک کاربری خاص طراحی شده اند که به آن حیطه تخصصی می گویند. برای مثال می توان سیستمهای خبره ای در زمینه های حسابداری، پزشکی، مدیریت منابع انسانی، مدیریت مالی، تولید و ... ایجاد کرد. باید به این نکته توجه داشت که سیستم خبره با سیستم پشتیبان تصمیم گیری تفاوت دارد. برای استفاده از یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری کاربر باید در زمینه تخصصی مورد نظر دانش کافی داشته باشد و از سیستم برای مدلسازی راه حلهای مختلف استفاده کند ولی انتخاب راه حل نهایی به عهده کاربر است.کاربر در بکارگیری DSS باید بداند چه سوالهایی باید مطرح شوند، چه فرایندی برای استدلال باید طی شود و چگونه باید به نتیجه نهایی رسید. ولی در بکارگیری سیستمهای خبره تنها لازم است وقایع مربوط به مساله را به سیستم معرفی کنید و در واقع راه حل مساله شما از طریق دانش و تخصص ثبت شده در سیستم قبل دستیابی می باشد.
اجزای مختلف یک سیستم خبره
اجزای اطلاعاتی: اولین نوع اطلاعات مربوط به یک سیستم خبره اطلاعات مربوط به حیطه تخصصی است و در واقع هسته اصلی یک سیستم خبره می باشد. زیرا مجموعه ای از گامهای حل مساله است که با استفاده از آن به همراه یک فرایند استدلال، سیستم قادر به حل مساله می باشد. گاهی ممکن است کاربر دلیل تجویز یک راه حل را از سیستم خبره بپرسد. در این حالت سیستم با استفاده از "اطلاعات چرایی " که در سیستم موجود است پاسخ کاربر را خواهد داد. با وجود این دو نوع اطلاعات ( اطلاعات حیطه تخصصی و اطلاعات چرایی) یک سیستم خبره قادر به حل مسائل و پاسخ دادن به کاربر است و تنها کاربر لازم است اطلاعات مربوط به وقایع مساله را به سیستم بدهد. در حین فرایند حل مساله سیستم دائماً سوالاتی را از کاربر می پرسد و در واقع پاسخ این سوالات همان وقایع مساله می باشند.
افراد: در توسعه و بکارگیری سیستمهای خبره سه نقش عمده وجود دارد. اولین نقش مربوط به فردی است که دارای دانش تخصصی بوده و نحوه حل مسائل را می داند که به آن فرد متخصص می گویند. فرد متخصص کسی است که دارای اطلاعات مربوط به حیطه تخصصی است. برای مثال یک پزشک کسی است که دارای تخصص پزشکی می باشد. از این رو استراتژی حل مساله برای گنجاندن در سیستم خبره را باید از فرد متخصص استخراج کرد. در کنار یک فرد خبره یک متخصص IT وجود دارد که مهندس دانش نامیده می شود و وظیفه فرموله کردن دانش تخصصی و تبدیل آن به شکل قابل درک برای سیستم را بر عهده دارد. سومین فرد مرتبط با یک سیستم خبره، کاربر سیستم است که از سیستم خبره برای حل مسائل مربوط به حیطه تخصصی استفاده می کند. کاربر سیستم در واقع از نوع کارکنان دانشی می باشد. کارکنان دانشی کارکنانی هستند که در یک سازمان به کارهای فکری و تخصصی مشغولند و وظیفه آنها حل مسائل سازمانی است. بنابراین این افراد در صورتی که تجربه کافی و یا دانش کافی برای حل مسائل مربوطه را نداشته باشند می توانند از یک سیستم خبره استفاده کنند. استفاده از سیستم خبره علاوه بر حل مسائل سازمانی باعث یادگیری نیز می شود.
اجزای سیستمی: زمانی که مهندس دانش، دانش تخصصی را به مجموعه ای از قواعد و به شکل قابل استفاده برای سیستم خبره تبدیل کرد آنها را وارد بخشی از سیستم خبره به نام پایگاه دانش می کند. پایگاه دانشی که از مجموعه از قواعد تشکیل شده است را پایگاه دانش قاعده گرا می نامند. قواعد در واقع مجموعه از عبارات اگر-آنگاه می باشند. مهندس دانش برای اینکه قواعد را وارد یک پایگاه دانش کند از ماژولی به نام اکتساب دانش استفاده می کند.
موتور استنتاج بخشی از یک سیستم خبره است که وقایع مربوط به مساله را دریافت کرده و در پایگاه دانش به دنبال قاعده یاقواعدی می گردد که با ساختار وقایع موجود مطابقت داشته باشد و راه حل نهایی را با پیمایش در پایگاه داده بیابد. این فرایند را فرایند استنتاج می نامند.
واسط کاربری بخشی از سیستم خبره است که که کاربر برای ارتباط با سیستم از آن استفاده می کند. در طول فرایند استفاده از سیستم برای تعیین راه حل نهایی، سیستم به طور دائم از طریق واسط کاربری سوالاتی را مطرح می کند و کاربر با پاسخ به این پرسشها از طریق واسط کاربری در واقع اطلاعات مربوط به وقایع مساله را به سیستم می دهد و موتور استنتاج با استفاده از این اطلاعات در پایگاه دانش به دنبال راه حل نهایی می گردد.
"اطلاعات چرایی" که نحوه استدلال و دلیل انتخاب راه حل نهایی را توسط سیستم بیان می کنند در ماژول تشریح کننده گنجانده شده است. در طی یک فرایند بکارگیری سیستم خبره کاربر می تواند دلیل بیان پرسشهای مختلف از طرف سیستم و یا نحوه نتیجه گیری را از آن بخواهد و سیستم با استفاده از "اطلاعات چرایی" قادر است نحوه استدلال خود را شرح دهد. از این رو می توان از سیستمهای خبره به عنوان ابزاری برای آموزش افراد در زمینه های تخصصی نیز استفاده کرد.
سؤالی که ممکن است پیش آید این است که باتوجه به وجود افراد خبره چه نیازی به استفاده از سیستمهای خبره است. در زیر به مواردی در این زمینه اشاره میکنیم :
1. تخصص انسانی از بین رونده است. ممکن است یک سازمان به خاطر مرگ، بازنشستگی و یا انتقال شغلی، دانش یک فرد خبره را از دست بدهد. ولیکن زمانی که این دانش در یک سیستم خبره ثبت شده باشد، سازمان قادر خواهد بود تخصص مورد بحث را حفظ کند.
2. تصمیمگیری توسط سیستم خبره از ثبات و یکسانی بیشتری نسبت به افراد متخصص و خبره برخوردار است زیرا تصمیمات این افراد تحتتأثیر موارد فراوانی خواهد بود که ممکن است عملکرد را تحتتأثیر قرار دهد. برای مثال مشکلات شخصی ممکن است مانع از تصمیمگیری مناسب توسط فرد خبره شود. و یا اینکه ممکن است فرد خبره در شرایط فوقالعاده قسمتی از دانش خود را تحتتأثیر استرس و فشار کاری فراموش کند.
3. سرعت حل مسأله توسط فرد خبره تحتتأثیر عوامل فراوانی قرار دارد. در حالی که سیستم خبره با یک سرعت یکنواخت و در بیشتر مواقع سریعتر از افراد خبره مسأله موردنظر را حل میکند.
4. افراد متخصص و خبره بسیار گران و پرهزینهاند. آنها خواهان دستمزد و تسهیلات بالایی هستند. در عوض سیستمهای خبره نسبتاً ارزانترند. هزینة توسعه اینگونه سیستمها تا حدی بالاست ولیکن بکارگیری آنها نهایتاً باعث کاهش هزینههایی خواهد شد که در کل هزینهها را کاهش میدهد.
باید توجه داشت که استفاده از این سیستمها مشکلاتی نیز به همراه خود دارد از جمله:
1- گاهی اوقات فرد خبره قادر نیست نحوه استدلال خود و دانسته های خود را شرح دهد و این موضوع سدی بر سر راه ایجاد یک سیستم خبره کارامد است.
2- حتی در صورتی که فرد خبره قادر به بیان دانش خود باشد، گاهی اوقات خود کار کردن فرایند استدلال بسیار پیچیده و نیازمند نگارش حجم عظیمی از قواعد است.
3- سیستمهای خبره تنها مسائلی را می توانند حل کنند که برای آن ساخته شده اند و برای حل مسائل جدید ناتوانند
انواع سیستم های اطلاعاتی
سیستمهای پردازش تراکنش TPS
سیستم های اطلاعات مدیریتMIS
سیستم های پشتیبان تصمیم گیری DSS
سیستم های پشتیبان مدیران ارشد ESS
سیستم پشتیبان تصمیم گیری (DSS) چیست؟
تعریف سیستم پشتیبانی از تصمیم (Dss: Decision support system)
مجموعه ای از برنامه ها و داده های مرتبط بهم که برای کمک به تحلیل و تصمیم گیری طراحی می شوند.کمک این گونه سیستم ها در تصمیم گیری بیش از سیستم های مدیریت اطلاعات (MIS) یا سیستم های اطلاعات اجرایی(EIS) است.
اجزای DSS :
این سیستم ها دارای یک بانک اطلاعاتی متشکل از دانش موجود درباره ی موضوع و یک زبان که برای فرموله کردن مسائل و پرسش بکار میرود و یک برنامه مدلسازی برای ازمایش تصمیمات ممکن هستند.
هر سیستم پشتیبان تصمیم گیری دستیابی به سه هدف اصلی را دنبال می کند:
1) کمک به مدیر برای تصمیم گیری در مورد مسائل نیمه ساخت یافته
2) پشتیبانی تصمیم گیری انجام شده توسط مدیر و نه جایگزینی ان
3) بهبود کارائی تصمیم گیری و توجه بیشتر به اثر بخشی ان
اجزای DSS
1- بانک مدلها
2- بانک اطلاعاتی
a. داده های خارجی
b. داده های داخلی
3- سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی
4- سیستم مدیریت مدلها
5- نرم افزار مدیریت
فرآیند DSS
الف)یکی از مهم ترین سیستمهای اطلاعاتی است که مدیران رده بالای هر سطح سازمان را درامرتصمیم گیری وهدایت سیستم، یاری می کند. DSS پشتیبان، تصمیم گیری های مدیر است و تصمیم گیری نهایی با مدیر است.
ب)
Data Analysis
Data Mining
Intelligent Agent
نرم افزار های گروه گرا(GroupWare) :
نرم افزاری که به گروهی از کاربران یک شبکه امکان میدهد تا در رابطه با یک پروژه ی خاص با یکدیگر همکاری کنند. این گونه نرم افزار ها ممکن است خدماتی برای بر قراری ارتباط (مثلا پست الکترونیکی) و تئلید جمعی سند ها و زمان بندی و پیگیری فراهم کنند.سندها ممکن است حاوی متن و تصاویر یا دیگر اشکال اطلاعاتی باشند.
نرم افزار گروه گرا :که امکان فعالیت چندین حل کننده ی مسئله را در کنار هم برای هر راه حل فراهم می کند که در این مورد به عنوان سیستم پشتیبان تصمیم گیری گروهی بکار می رود.
این سیستم پشتیبان تصمیم گیری از بخش های زیر تشکیل شده است:
-مدیریت تقاضا و مدیریت ارشد
-برنامه ریزی احتیاجات مواد(MRP)
-کنترل فعالیت های تولید/ زمانبندی تامین کنندگان
-بانک اطلاعات
-زمانبندی خط مونتاژ
-هماهنگ کننده کارخانه
-رابط کاربر
هدف اصلی ایجاد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری برای کمک به زمانبندی تولید خط مونتاژ نهایی است به نحوی که تصمیم گیرنده بتواند امر هماهنگی تمامی اجزای کارخانه را طوری انجام بدهد که:
1) از موجودی انبارها بتواند یک برنامه تولیدی استخراج نماید
2) از موجودی های در جریان ساخت و انبار محصول نیمه ساخته بهترین استفاده را بنماید
3) فیدبک های لازم را در جهت تعیین بهترین برنامه خطوط مونتاژ ارائه دهد
4 ) پیشنهادات سفارشات جدید رد یا قبول نماید
5) در مقابل حوادث برهم زننده برنامه ریزی تولید واکنش نشان دهد
FCDSS طراحی شده شامل دو بخش زیر می باشد
۱. زمانبندی و ارسال کننده سطح کارخانه : توسعه خطوط راهنمای زمانبندی در سطح کارخانه و بکارگیری آن برای تهیه برنامه زمانبندی زمان واقعی برای کارگاه ها و خطوط مونتاژ
۲ . نظارت کننده سطح کارخانه: نظارت بر پیشرفت جریان تولید
الگوریتم فرآیند پشتیبانی تصمیم گیری
گام ۱ ( با انتخاب یک محصول به عنوان محصول مورد نظر برای تولید، DSS ابتدا با بررسی فایل وضعیت اطلاعات مقایسه ای میان میزان دردسترس بودن مواد موجود در کارخانه با مواد مورد نیاز تولید آن محصول بر اساس لیست مواد(BOM) آن صورت می دهد و فایل میزان دردسترس بودن را استخراج و عمل تفکیک بین قطعات دردسترس و غیر دردسترس (مورد نیاز به ساخت) را صورت خواهد داد. این میزان، شاخصی برای امکان تولید آن محصول بر اساس وضعیت موجود کارخانه است.
پنج مورد از خصوصیات سیستمهای DSS
1-یک سیستم پشتیبان تصمیم ، با کنار هم قرار دادن افکار انسانی و اطلاعات رایانهای، از تصمیمگیرندگان حمایت و پشتیبانی میکند.
2- این سیستمها برای پشتیبانی سطوح گوناگون مدیریت، از مدیران ارشد تا عملیاتی ارائه می شود.
3-انعطاف پذیر است.
4- قدرت ریسک را بالا می برد.
5- سبب بهبود بخشیدن دقت، کیفیت، بروز بودن تصمیمات در تصمیم گیری می شود
DSS اولین بار در سالهای 1970 توسط آقای Lester مطرح شد.
از بدو ظهور ایده تصمیم گیری به کمک کامپیوتر در انستیتو تکنولوژی کارنگی "CARNEGIE" تا به امروز، تعاریف متعددی برای DSS پیشنهاد شده است . این تعددتعابیر تاحدودی به سیر تکاملی این رویکرد بازمی گردد. تعاریف اولیه بیشتر بر قابلیت DSS درحل مسائل نیمه ساختاریافته تمرکز داشته اند و تعاریف بعدی اجزای اصلی سیستم و فرایند طراحی آن را موردتوجه قرار داده اند. دلیل دیگر این اختلاف ، در زوایای نگرش متفاوت به موضوع نهفته است .
مفهوم سیستم تصمیم یار
همانگونه که گفته شد سیستم های اطلاعات مدیریت اشکالاتی دارد که سیستم های پشتیبانی تصمیم برای رفع آنها بوجود آمده است. سیستم اطلاعات مدیریت به منظورتدارک پشتیبانی شخصی برای هر مدیرنمی باشد. این ضعف سیستم اطلاعات مدیریت، اقداماتی را باعث شد که منتهی به مفهوم سیستم پشتیبانی تصمیم گشت.
مفهوم سیستم پشتیبانی تصمیم ،شکستهای اولیه سیستم اطلاعات مدیریت راتجربه نکرد. به احتمال قوی دلیل اصلی آن، دامنه محدودترسیستم پشتیبانی تصمیم است. برخورد ملایم تر سیستم پشتیبانی تصمیم، شانس موفقیت خود را حداکثر می کند.
این سیستمها،منابع انسانی (اگاهیهای فردی ) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب میکنند تا باعث ارتقاء کیفیت تصمیم گیریها مخصوصا در مورد مسائل نیمه ساخت یافته شوند.
سیستمهای پشتیبانی تصمیم، سیستمهایی هستند که منابع فکری افراد را با قابلیتهای کامپیوتر، جهت بهبود کیفیت تصمیمات به کار میگیرند. این سیستمها، معمولاً برای حل مسائل نیمه ساخت یافته به کار میروند.
سیستمهای پشتیبانی تصمیم، سیستمهای تعاملی مبتنی بر کامپیوتر می باشند که تصمیمگیران را یاری میکنند تا با بهکارگیری دادهها و مدلها، مسائل نیمهساختیافته را حل نمایند.
به طور خلاصه می توان سیستمهای حمایت ازتصمیم(DSS)را به این گونه ها تعریف کرد :
این سیستمها،منابع انسانی (اگاهیهای فردی) را با قابلیتهای کامپیوتری ترکیب میکنند تا باعث ارتقاء کیفیت تصمیم گیریها مخصوصا در مورد مسائل نیمه ساخت یافته شوند .
سیستم پشتیبان تصمیم گیرا یک سیستم اطلاعاتی کامپیوتری دوطرفه (Interactive) است که انعطاف پذیر و وفق پذیر می باشد که بطور اختصاصی برای پشتیبانی حل یک مسئله غیرساخت یافته مدیریتی استفاده می شود .
خصوصیات کلی سیستمهای تصمیم یار :
• سیستمی است که به منظور پشتیبانی از تصمیمگیری نیمهساختیافته بکار می رود.
• بر خط (On-line) است .
• رابط کاربر و خروجیهای گرافیکی می باشد .
• یک سیستم برپایه کامپیوتر است که از تکنولوژی ها و متدولوژی های کامپیوتری استفاده می کند .
• به تصمیم گیری کمک می کند ولی جایگزین فرد تصمیم گیر نمی شود.
• از پایگاههای داده ، مدلهای تحلیلی و محاسباتی و سیستم های خبره درحل مسائل استفاده می کند.
• قابلیت بکارگیری درحل مسائل نیمه ساختاریافته و بی ساختار را داراست ;
• قابلیت پشتیبانی از تصمیم گیریهای فردی و گروهی "GDSS" را دارد;
• برای کلیه سطوح مدیریتی قابل استفاده است ;
• دقت ، سرعت و کیفیت تصمیم گیری را بهبود می بخشد "بهبود اثربخشی " ولی درراندمان تصمیم گیری "هزینه تصمیم گیری " تاثیری ندارد;
• سیستم های DSS به سمت قابلیت های یادگیری و خلاقیت ، کارکرد شبکه ای و سهولت بهره برداری به پیش می رود
• DSS ، تصمیم گیران سازمان را با کنار هم آوردن قضاوت انسانی و اطلاعات کامپیوتری شده در حل مسائل ساخت یافته و نیمه ساخت یافته یاری میکند، که اینگونه مسائل قابل حل با سیستمهای کامپیوتری دیگر و یا ابزارها و متدهای استاندارد نیستند.
• پشتیبانی برای سطوح مختلف مدیریتی از سطوح استراتژیک گرفته تا مدیران عملیاتی فراهم میشود
• پشتیبانی هم برای تصمیم گیری انفرادی و هم تصمیم گیری گروهی وجود دارد .
• DSS برای چندین تصمیم گیری مرتبط با هم و یا تصمیم گیریهای متوالی پشتیبانی فراهم میکند.
• DSS تمام مراحل تصمیم گیری را که: هوش (جستجوی شرایطی که نیاز به تصمیم گیری دارند) ، طراحی (اختراع، توسعه و بررسی گزینههای موجود برای پیاده کردن تصمیم) ، انتخاب ( انتخاب یکی از گزینههای ممکن) و پیاده سازی است را پشتیبانی میکند .
• انواع مختلف فرآیندهای تصمیم گیری را پشتیبانی میکند .
• DSS انعطاف پذیر است طوریکه کاربران بر حسب تغییراتی که بوجود میآید میتوانند سیستم را نسبت به نیاز خود شکل دهند، به این معنی که عناصر اصلی را اضافه، حذف، ترکیب و یا سازماندهی دوباره کنند.
• DSS در تلاش است که تاثیر گذار بودن تصمیم گیری یعنی دقت، بروز بودن تصمیمات را بهبود ببخشد.
• تصمیم گیرنده بر تمامی مراحل تصمیم گیری در حل یک مسئله تسلط دارد .
• DSS از مدلها برای ارزیابی موقعیتهای تصمیم گیری استفاده میکند. توانایی مدل کردن باعث میشود که استراتژیهای مختلف را در ترکیبها و شرایط مختلف بتوانیم بررسی کنیم .
• DSS دستیابی به انواع مختلف منابع داده با فرمتهای گوناگون را فراهم میکند
بطور کلی دلایل استفاده از سیستم DSS:
• محاسبه سریع: کامپیوتر به تصمیم گیرنده اجازه میدهد مقادیر بسیار زیادی از داده را در مدت زمان کوتاه و با هزینه کمی پردازش کند .
• غلبه بر محدودیتهای انسانی محاسبات و ذخیره سازی: مغز انسان در تجزیه و تحلیل اطلاعات و همچنین یادآوری آنها دارای محدودیت است .
• محدودیتهای انسانی: قدرت حل مسئله یک فرد دارای محدودیت است
• کاهش هزینه: کنار هم آوردن گروهی از تصمیم گیران مخصوصاً کارشناسان ممکن است هزینه زیادی داشته باشد
• پشتیبانی فنی: بسیاری از تصمیمات محاسبات پیچیدهای را میطلبند
• پشتیبانی کیفیت: سیستمهای کامپیوتری تصمیم گیرا میتوانند کیفیت تصمیمات اتخاذ شده را بهبود بخشند.
• رقابت: فشار رقابتی تصمیم گیری را مشکل میکند
دلایل نیاز به سیستم های مکانیزه حمایت از تصمیم گیری:
1) محدودیتهای فکری بشر در پردازش وذخیره سازی: چون توانایی ذهن بشر در پردازش ذخیره ودسترسی به اطلاعات محدود است با استفاده ازاین سیستمها می توانیم این محدودیت را برطرف کنیم.
2) محدودیتهای دانش: اگر برای حل یک مساله نیاز به اطلاعات ودانشهای متنوعی باشد توانائی یک فرد در حل ان مسئله محدود میباشدواگر بخواهیم از چندین متخصص در هر زمینه استفاده کنیم هماهنگی وارتباط بین این افراد مشکل خواهد بود.سیستمهای کامپیوتری این مشکلات را حل کرده ومی توانند به سرعت به حجم زیادی اطلاعات دسترسی پیدا کرده وانها راپردازش کنند همچنین میتوانند هماهنگی وارتباط بین ان افراد را اسان کنند.
3) کاهش هزینه: حمایت کامپیوتری باعث کاهش تعداد افراد گروه می شود وامکان برقراری ارتباط از مناطق مختلف را برای اعضای گروه فراهم می سازد و همچنین باعث افزایش بهره وری بخش ستادی میشود که همه این موارد منجر به کاهش هزینه خواهد شد.
4) حمایت فنی: کامپیوترها می توانند به سرعت وبه شکل مقرون به صرفه ای داده های لازم را جستجو وذخیره کنند یا انتقال دهند.
5) حمایت از کیفیت: سیستمهای کامپیوتری با اجرای سریع شبیه سازیهای پیچیده به مدیران کمک میکنند تا امکانها و راهکارهای گوناگون را بررسی وتاثیرات مختلف را به سرعت ومقرون به صرفه ارزیابی کنند واز این طریق کیفیت تصمیمها را بالا ببرند.
6) حاشیه رقابت_مهندسی مجدد فرایندها واختیارات: فناوریهای کامپیوتری در زمینه فشارهای رقابتی وتغییر در وضعیت عملیات سازمان ، مهندسی مجدد فرایندها وساختارها ، اختیارات کارکنان ونواوریها به مدیران اختیارهایی اعطا وانها را در اخذ تصمیم درست وسریع یاری می کنند.
فناوریهای اصلی پشتیبانی از تصمیم:
• سیستم حمایت از تصمیم (DSS)
• سیستم حمایت از تصمیم گروهی(GDSS)
• سیستمهای اطلاعات مدیریت عالی(EIS)
• سیستمهای خبره(ES)
• شبکه های عصبی مصنوعی(ANN)
• سیستمهای حمایت ترکیبی(MSS)
تعیین چهارچوبی برای پشتیبانی از تصمیم :
فرایندهای تصمیم گیری شامل سه نوع تصمیمات ساختار یافته (قابل برنامه ریزی) ، نیمه ساختار یافته ،ساختار نیافته(غیر قابل برنامه ریزی) است . فعالیتهای مدیریت نیز شامل سه قسمت برنامه استراتزیک، کنترل مدیریت، کنترل عملیاتی می باشد. از ترکیب این تصمیمات وفعالیتها حالتهای مختلفی بوجود می اید که برای هر حالت یک یا چند سیستم اطلاعاتی جوابگو می باشد.برای مثال زمانیکه تصمیم از نوع ساخت یافته باشد سیستمهای MIS، OR، TPS، DP جوابگو است یا اگر نیمه ساخت یافته باشد DSS مناسب می باشد.
پایگاه داده DSS
DSSاز دادههای داخل ( پایگاه های داده سازمان) ، دادههای خارجی (اینترنت) و دادههای شخصی فرد تصمیمگیر استفاده مینماید.
DSS می تواند خود دارای Database مستقل بوده یا از پایگاههای داده سازمان استفاده نماید
عناصر داخلی DSS
معرفی DSS در 4 فاز :
یک نمونه Framework برای تعیین سیستمهای مورد نیاز یک سازمان
نتیجه گیری کلی :
• یک DSS یک سیستم بسیار ضروری برای تمامی سازمانها ، به ویژه مدیریت سازمان می باشد .
• در حال حاضر کامل ترین سیستم برای یک سازمان ، DSS می باشد .
• DSS بطور مستقیم با مدیران در ارتباط است وبا پردازش انبوهی از داده ها ، گزینه های یک تصمیم را در اختیار او قرار می دهد .
• DSS در بستر IS تعریف و پیاده سازی می شود
مدیریت داده data managment
مدیریت داده کار ذخیره سازی و نگهداری از داده هایی را انجام می دهد که کاربر از طریق سیستم بر روی آنها تحلیل انجام می دهد. این بخش هم شامل یک پایگاه داده و هم نرم افزار مدیریت پایگاه داده می شود. در واقع اطلاعات در بستر یک نرم افزار مدیریت پایگاه داده ذخیره سازی شده و مورد استفاده قرار می گیرند. اطلاعاتی که در DSS مورد استفاده قرار می گیرند معمولاً از سه منبع عمده تامین می شوند: قسمتی از اطلاعات، اطلاعات سازمانی هستند که بسته به هدف کاربر از بکارگیری سیستم می تواند اطلاعات مختلفی را از محیط سازمان در بر بگیرد. معمولاً اطلاعات مورد نظر از پایگاه داده سازمانی و یا گاهی پایگاه داده تحلیلی بدست می آیند. بعضی از تصمیمات نیازمند استفاده از اطلاعات از منابع بیرونی مانند گزارشات دولتی، اینترنت و غیره هستند که به عنوان اطلاعات تکمیلی برای DSS مورد استفاده قرار می گیرند و آنها را اطلاعات بیرونی می نامند. همچنین گاهی می توان DSS هایی را طراحی کرد که اطلاعات را از کاربر دریافت می کند. به عبارتی به جای استخراج اطلاعات از منابع مختلف سازمانی و برون سازمانی، کاربر اطلاعات خود را وارد پایگاه داده سیستم می کند.
مدیریت مدل Model managment
این جزء از DSS شامل مدلهای ذخیره شده در یک پایگاه مدل و نرم افزاری تحت عنوان سیستم مدیریت مدلها میشود که کار ایجاد و دسترسی به مدلها را بر عهده دارد. و اما مدل چیست؟
در واقع یک مدل بازنمایی است از یک سری وقایع و شرایط محیطی. انسانها برای درک خود از محیط و جهانی که در آن زندگی می کنند و درک پدیده های مرتبط با آن از مدلها استفاده می کنند. مدلهایی که بشر مورد استفاده قرار می دهد به چهار شکل می باشند:
1. مدلهای فیزیکی که در ابعادی معمولاً کوچکتر از اندازه واقی یک موجودیت یا یک شی ساخته می شود تا ویژگیهای آن را به نمایش گذارد. مانند ماکت یک ساختمان
2. مدلهای گرافیکی که به صورت تصویری یک واقعیت را بیان بیان می کند و مانند نقشه های جغرافیایی و یا نقشه یک ساختمان.
3. مدلهای تشریحی که با استفاده از گفتار و نوشتار به وصف یک پدیده یا حادثه یا یک شی می پردازد. برای مثال توصیفی که ما از یک حادثه رانندگی داریم و یا اخباری که هر روزه در روزنامه ها و تلویزیون اعلام می شوند.
4. مدلهای ریاضی که با تعریف تعدادی متغیر و تعیین نحوه تاثیر این متغیر ها بر یکدیگر تصمیم گیرندگان را در مدلسازی مسائل و راه حلهای ممکن یاری می دهند.
سیستمهای DSS برای مدلسازی مسائل و راه حلهای آنها از مدلهای ریاضی استفاده می کنند.
مدلهای ریاضی خود از چند بعد قابل تقسیم بندی می باشند که در زیر به آنها اشاره می کنیم:
مدلهای ایستا در برابر مدلهای پویا : مدلهایی که در آنها زمان به عنوان یک متغیر تعریف شده باشد را مدلهای پویا می گوییم و مدلهایی که در آنها متغیر زمان وجود نداشته باشد را مدلهای ایستا می نامیم. برای مثال مدلی که میزان رشد فروش یک شرکت را در طی پنج سال آینده پیش بینی کند مدلی پویاست. ولی ترازنامه یک شرکت که دارائی های آن را در یک لحظه خاص از زمان مثلاً پایان سال کاری به نمایش می گذارد مدلی ایستا می باشد. مدلهای ایستا همانند عکس هستند که یک لحظه را ثبت می کنند و لیکن مدلهای پویا همانند تصویر متحرکند که شرایط را در زمانهای مختلف نشان می دهند.
مدلهای احتمالی در برابر مدلهای قطعی : در مدلهای قطعی احتمال رخ دادن هر واقعه ای یا صفر است و یا یک. ولی در مدلهای احتمالی این احتمال از یک تا صفر متغیر است. مدلهایی احتمالی مدلهایی هستند درصدی از احتمال را برای وقوع رخدادی در نظر می گیرند. برای مثال مدلهایی که در کنترل کیفیت مورد استفاده قرار می گیرند و یا مدلهای آماری از این نوعند.
مدلهای بهینه و مدلهای خرده بهینه : مدلهای بهینه مدلهایی هستند که بهترین راه حل را از بین گزینه های مختلف انتخاب می کنند. این مدلها را برای مسائلی می توان مورد استفاده قرار داد که که به خوبی ساختارمند باشند. مدلهای خرده بهینه که گاهی مدلهای قانع کننده نیز نامیده می شوند همواره بهترین راه حل را ارائه نمی کنند بلکه راه حلهای مختلف و نسبتاً مناسبی را ارائه می کنند که در این حالت انتخاب نهایی به عهده کاربر خواهد بود.
DSS ها با ارائه مدلهای تصمیم گیری که به کاربر امکان تحلیل اطلاعات را به اشکال مختلف می دهد، فرایند تصمیم گیری را اثربخش تر می کند. مدلهایی که در یک DSS استفاده می شوند به نوع تصمیمات و نوع تحلیل مورد نیاز بستگی دارد. قسمت مدیریت مدلهای سیستم DSS مدلهای سیستم را ذخیره سازی و نگهداری می کند و وظایف آن شبیه به وظایف سیستم مدیریت پایگاه داده نسبت به داده هاست. سیستم مدیریت مدلها نمی تواند تعیین کند کدام مدل برای حل یک مساله مناسب تر است ولیکن می تواند به کاربر کمک کند تا مدلها را با سرعت و به آسانی ایجاد و دستکاری کند.
واسط کاربری
واسط کاربری جزئی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد با سیستم ارتباط برقرار کند. به عبارتی بخشی از سیستم است که به کاربر امکان می دهد دانش خود را با قابلیتهای پردازشیو ذخیره سازی سیستم در هم آمیزد. واسط کاربری قسمتی از سیستم است که کاربر آن را می بیند، و از طریق آن اطلاعات، دستورها و مدلها را وارد می کند و تنها قسمتی از سیستم است که مستقیماً با کاربر در ارتباط است.
استفاده از سیستمهای DSS باعث افزایش اثربخشی فرایند تصمیم گیری خواهد شد و در واقع این نوع از سیستمها مفهوم OLAP را مورد حمایت قرار می دهند. بکارگیری این سیستمها باعث خواهد شد هزینه های تصمیم گیری به علت استفاده از مدلهای مناسب توسط کاربر به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یابد. در واقع کاربر به جای استفاده از روشهای آزمون و خطا که روشی بسیار پرهزینه برای تصمیم گیری است قبل از اینکه هرگونه اقدام عملی را انجام دهد نتایج را در قالب مدلهای مختلف خواهد دید.
استفاده از مدلهای ریاضی به علت پیچیدگی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست و بسیاری از تصمیم گیرندگان به علت عدم تسلط کافی به استفاده از این مدلها تمایل چندانی به بکارگیری سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری ندارند. برای حل این مشکل برای کار کردن با این سیستمها از واسط های کاربری گرافیکی استفاده می شود که درک و تقسیر آنها به راحتی صورت می پذیرد
امروزه اینترنت توانسته است بستری را درجهت صرفه جوئیهای عظیم در هزینه های زنجیره تامین و نیز افزایش کارآیی خدمات مشتریان فراهم آورد. لجستیک الکتــرونیک (E-LOGISTICS) عمدتاً در راستای اهداف شرکتهایی است که خواهان استفاده از تجارت الکترونیک در بهبود زنجیره تامین خود هستند. این مقاله بر آن است تا لجستیک الکترونیک را وارد حیطه مدیریت زنجیره تامین برای شرکتهایی کند که به صورت سنتی و یا ازطریق اینتــــــرنت (ONLINE) به تجارت می پردازند. گذشته از این، نباید فراموش کرد که لجستیک الکترونیک محدود به حمل و نقل نیست بلکه به طور وسیعی وارد حیطه مدیریت استراتژیک، شده است.
عوامل ایجادکننده
امروزه، همانگونه که رقابت در بسیاری از بخشها تشدید شده است، توقعات مشتریان نیز به طور مداوم درحال تحول است. از این رو، نیاز به زمان توزیع سریعتر، مشتری گرایی بیشتر و سطح خدمات بهتر ملموس بوده و باید به وسیله دسترسی به هنگام بر اطلاعات محموله، پشتیبانی گردد. با وجود این، نه تنها مشتریان مایل به پرداخت هیچگونه مبلغی درازای این منافع اضافی نیستند، بلکه به همان میزان خواهان کاهش در قیمتها هستند. بنابراین، رویکردهای سنتی در مدیریت زنجیره تامین (SUPPLY-CHAIN MANAGEMENT=SCM) نمی تواند پاسخگوبه توقعات چنین مشتریانی باشد. در طول سالیان متمادی که شرکتهای بزرگ با استفاده از سیستم های کامپیوتری پیچیده نظیر مبادله اطلاعات الکترونیکی (EDI) به ارتباط با تـــامین کنندگان، مراکز توزیع و... می پرداختند تا به خواسته هایی برسند که در بالا به آن اشاره شد.
امـــروزه، باتوجه به کاهش سریع در هزینه های نرم افزاری و سخت افزاری کامپیوتر، دیگر، سیستم های مبادله اطلاعات الکترونیکی سنتی با پروتکل های غیرمنعطف، هزینه های سنگین و کمبود دوستی با مشتری، پاسخگوی شرکتها نبوده و بسیاری از شرکتها به طور قابل توجهی، به سیستم های مبتنی بر وب به خاطر ارزان بودن و ساده بودن آنها، تمایل پیدا کرده اند. بدین خاطر، دادوستدهای الکترونیکی با تامین کنندگان و مشتریان، در شرکتهای بزرگ بسیار گسترده تر شده است. همچنین امروزه چنین سیستم هایی از لحاظ هزینه ای برای شرکتهای متوسط و کوچک، مقرون به صرفه است. (این درحالی است که چنین شرکتهایی در گذشته یا هیچ نوع معامله الکترونیکی نداشته و یا اگر هم داشتند، بسیار محدود و با تعداد اندکی از مشتریان قدرتمندی بود که بر روی آن پافشاری می کردند).
واقعیت کلیدی آن است که وب قادر است تا محیطی را به صورت «سیستم های باز» جهت ارتباط میان مشتریان و تامین کنندگان - در همه اندازه ها و شکلها - فراهم آورد. این بدان معناست که برخلاف مبادله اطلاعات الکترونیکی سنتی (که نیازمند نرم افزارها و سخت افزارهای بخصوصی است). یک شرکت می تواند با استفاده از نرم افزار و سخت افزار و ارتباطاتی یکسان با همــــــــه مشتریان، تامین کنندگان، کارمندان از راه دور و... ازطریق وب متصل گردد.
درنتیجه، کاربرد فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیک در بهبود مدیریت زنجیره تامین به طور روزافزونی درحال گسترش بوده و بر تمامی بخشهای زنجیــــــره تامین - خواه ناخواه - تاثیرگذار است.
منافع و واقعیتها
لجستیک الکترونیک، «مجموعه اقداماتی است که بر روی شبکه اینترنت صورت گرفته و کارخانجات پراکنده، کامیونها، کشتی ها، انبارها و کاربران نهایی را در زمان به هنگام، به همدیگر مرتبط می سازد». مجموعه اقدامات زنجیره تامین، تمایل به پراکندگی در قسمتهای مختلف شرکت دارند و لجستیک الکترونیک بر روی یکپارچگی عملکردهای متعدد شرکت، پافشاری می ورزد. لجستیک الکترونیک، چیزی بیش از حمل و نقل بوده و شامل طیف وسیعی از رویه هایی است که در تامین کالاها و مواد اولیه وجود دارد. این رویه ها شامل، سفارش تدارک و تامین، مدیریت موجودی، انبارداری و توزیع، کارآیی حمل و نقــل، برنامه زمانبنـــدی حرکت محموله، (VEHICLE SCHEDULING) مدیریت بازده (RELURNS MANAGEMENT) و خدمات مشتریان است. ارتباطات، می بایستی به هنگام بوده و اطلاعات ازطریق سیستم های اداری پشتیبانی گردد که درپی کاهش امور دستی و دفتری هستند. به عنوان مثال، می توان به شرکت کامپاک (COMPAC) اشاره کرد که به طور چشمگیری اتکای خود را به کاغذ کاهش داده است. استفاده از وب دراین راستا برای حذف مبادلات کاغذی، می تواند صرفه جوئیهای عظیمی را در هزینه و زمان به همراه داشته باشد. وب، همچنین باعث تسهیل در امر حذف سفارشات خرید، تاییدیه های توزیع، صورتحسابهای مواد و فاکتورها می گردد. دورشدن از انجام عملیات کاغذی، می تواند سرعت عکس العمل شرکت را افزایش دهد و ارتباطات را با افرادی که در نواحی زمانی متفاوتی بوده و یا در شیفتهایی خارج از ساعات اداری هستند، بهبود بخشد. یکی دیگر از منافع بالقوه و قابل توجه وب، کاهش اشتباهاتی است که ناشی از فعالیتهایی نظیر دوباره وارد کردن اطلاعات، دریافت سفارشات به وسیله تلفن یا نمابر و... است.
وب، بهبودهایی را در امر تدارکات و عملیات بخصوص در رابطه با دسترسی موجــــــودی و توزیع به موقع امکان پذیر می سازد. تمامی زنجیره تامین، می بایستی کاملاً آشکار و شفاف باشد. تا بتوان از آن طریق رضایت کامل مشتری را به دست آورد و به کلیه منافع لجستیک الکترونیک رسید. این امر مستلزم حرکت پایاپای اطلاعات و کالاها و خدمـــــات است. در این صورت، مشتری می تواند، اطلاعات کامل و به هنگام را از وضعیت محموله خود ازطریق اینترنت به دست آورد. تامین کنندگان و توزیع کنندگان نیز می توانند در زمان کارمندان خود، که در گذشته صرف پاسخ به سوالها درباره موقعیت سفارش می شد، صرفه جویی کنند. این، تفاوتی اساسی را بین لجستیک در اقتصاد قدیم و جدید، روشن می سازد.
مشکلاتی که ناشی از شفافیت کانالهای ارتباطی موجودی بزرگتر است، تنها به خاطر ماهیت فنی آن نیست، بلکه مشکلاتی را نیز شامل می شود که ناشی از شفافیت و ارتباطات مشارکتی بین بخشهای مختلف یک زنجیره تامین است. بدین خاطر، به نظر می رسد که ائتلافی بین بخشهای مختلف، جهت دستیابی به پیش بینی، زمانبندی و برنامه ریزی منابع دقیقتر، ضروری است.
در بخش انبار و توزیع، می بایستی کنترل موجودی بر روی هر محموله و حتی هر کالا صورت گیرد. مراکز انبار و توزیع باید این انعطاف را داشته باشند که به درخواستهای متنـــوع مشتریان توجه کنند. نیاز به این انعطاف پذیری و سازگاری، با اشکال جدید رقابت بین المللی و جهانی (که تغییر دائمی خواسته های مشتریان را درپی دارد) بیشتر درک می شود. دوباره تاکید می شود که «آشکار بودن موجودی» (INVENTORY VISIBILITY) و نیز «شفافیت اطلاعات»(INFORMATION TRANSPARENCY) ، 2 رکن اسـاسی در سیستم های لجستیک الکترونیک جهت وصول به موفقیت هستند.
لجستیک الکترونیک، امروزه موجب بهبود و توسعه روشهای مدیریت زنجیره تامین در امر توزیع کالاها و خدمات با تحمل هزینه هایی کمتر، شده است. پیشرفتهایی که در مدیریت اطلاعـــــات، برنامه ریزیهای پیچیده و سیستم های زمانبندی صورت گرفته است، از آن جمله اند. اگرچه چندین دهه است که تولید به هنگام(JIT) ، مطرح شده است ولیکن به طور سنتی، عمدتاً در تامین تعداد نسبتاً کوچکی از مشتریان کاربرد داشته است. اکنون تکنولوژی اطلاعات، توانسته بر مشکلات اداری ناشی از تولید و تامین مقادیر بزرگ سفارشهای شخصی براساس تولید به هنگام غلبه کند. در بعضی بخشهــا این امر توانسته، حرکت به سوی سیستم های ساخت تولیدات سفارشی در کارخانجات عظیم را، تسهیل بخشیده و کالاها را به طور مستقیم به مصرف کننده نهایی، تحویل دهد (شرکت مایکل دل (DELL) نمونه بارزی از چنین شرکتهایی است).
ارزش واقعی، زمانی ظهور می یابد که سیستم لجستیک الکترونیک با دیگر فرایندهای مبتنی بر تکنولوژی اطلاعات نظیر MRP یاERP ، سیستم های اطلاعات مشتریان و نیز اطلاعات بازار ادغام گــردد. علاوه بر این، ترکیب سیستم های کامپیوتری اطلاعات مدیریت با نرم افزارها و اطلاعات لجستیکی، می تواند تجزیه و تحلیل خرید و فروش کالا را برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان و نیز کاهش هزینه ها، تسهیل بخشد.
ادغام مدیریت زنجیره تامین با مدیریت روابط مشتریان به بهبود در مزیتهای رقابتی شرکت منجر می گردد. در تفکر استراتژیک اقتصاد قدیم، کاهش هزینه ها و افزایش خدمات مشتریان به صورت مجزا و جداگانه دیده می شد؛ درحالی که در اقتصاد جدید، این دو در تلفیق با همدیگر اتفاق می افتند. هدف «تولید درست در مکان، زمان و هزینه درست» بسیار بیش از گذشته، امکان تطبیق و سازگاری پیدا کرده است.
لجستیک الکترونیک سازمانها را قادر ساخته است که با جمع آوری اطلاعات و پالایش آن (جهت تدارک و اجرا) تصویر بزرگ و دید وسیعی از شرکت را به دست آورند. از این رو، مدیریت کلیه زنجیره تامین به صورت الکترونیکی امکان پذیر بوده و سیستم لجستیکی، اقدام به تولید اطلاعاتی می کند که با عنوان بازخور به دیگر بخشهای سازمان جهت اتخاذ تصمیمات استراتژیک و تاکتیکی، منتقل می شود. امروزه اینترنت، زمینه ای را برای دستیابی هرچه بیشتر به اطلاعات صحیح عرضه و تقاضا (به جای پیش بینی آن) فراهم آورده است.
به طور خلاصه، لجستیک الکترونیک، شالوده ای را پی ریزی می کند که با شفافیت به هنگام، ارتباطات بدون مرز و راه حلهای مشترک در زنجیره تامین، موجب بهبود فرایندهای یک شرکت می شود.
امروزه، به خاطر آنکه شرکتهای زیادی، راه رسیدن به موفقیت را بهبود در زنجیره تامین خود تلقی کرده اند؛ لجستیک به موضوعی قابل توجه برای مالکان و مدیران ارشد همانند مدیران حمل و نقل، تبدیل شده است. درواقع به یک معنا، می توان گفت که لجستیک الکترونیک، به یک سلاح رقابتی کلیدی تبدیل گشته است.
تاثیر لجستیک الکترونیک بر تامین کنندگان و توزیع کنندگان شرکتهای بزرگ در امر لجستیک الکترونیک، پیشرو بوده اند. شرکتهایی نظیرCISCO ، DELL ، ORACLE و INTEL، صرفه جوئیهای عظیمی را در هزینه های خود بدین خاطر داشته اند. این امر تاثیر زنجیروار و تسلسلی را به همراه خواهد داشت. شرکتهای SERCOM LACK COMMUNICATIONS و SITUATIONS ، دو نمونه بارز، از شرکتهایی هستند که سرمایه گذاری عظیمی را در تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات صــــورت داده اند، تا خدمات بهتری را برای مشتریان موجود خود ارائه کنند.
شرکت DELL در حرکت به سوی تولید و توزیع به هنگـــــام، اقدام به حذف کامل توزیع کننــــدگان (مانند عمده فروشان و خرده فروشان) از زنجیره تامین خود، کرده است. همه شرکتهایی که درگیر در کانال های توزیع هستند، جهت بقا در بازار، نیازمند آگاهی از تغییرات و تحولات بالقوه ای هستند که ممکن است به طور ناگهانی در بخشهای مختلف صنعت به وقوع بپیوندد. در بعضی از موارد، ممکن است کانال های توزیع هنوز اقداماتی را انجام دهند (و معاملات را کنترل کنند)، لیکن دیگر از روش سنتی خرید مجموعه های بزرگ سفارشی، ذخیره و سپس عرضه آن به مشتری پیروی نمی کنند. این شرکتها به جای این روش، نیازمند آن هستند که تامین کنندگانشان، کالاها را برمبنای JIT تولید کرده و تک تک سفارشات را به طور مستقیم به توزیع کنندگان و یــــــــا مبادی محلی توزیع کنندگان، ارسال کنند.
واضح است، تامین کنندگانی که در گذشته و به طور سنتی، مجموعه های بزرگ را تولید و سپس آن را در یک کانتینر گذاشته و در طول یک هفتــــه به مشتریان بزرگ خود، ارسال می کردند، مجبور هستند تا در ابتدا، توانائیهای جدید مدیریت زنجیره تامین خود را توسعه و بهبود بخشند، تا اینکه بتوانند به طور مطمئن و اثربخشی به تولید براساس JIT پرداخته و هزاران سفارش فردی را در هر هفته به آدرسهای مختلف، حمل و ارسال کنند.
توسعه چنین توانائیهایی، می تواند مستلزم فرایندی پرهزینه و مدت دار و نیز اجرای فعالیتهایی سنگین باشد. تجربه شرکت کنندگان در «صندوق توسعه تجارت الکترونیک ایرلند»، نشان می دهد که شرکتهای کوچک و متوسط، اغلب نیازمند 2 سال (یا بیشتر) برنامه ریزی و تغییرات جهت ورود اینترنت در فرایندهای شرکت هستند. این ریسک تامین کنندگان، موجب از دست رفتن مشتریان کلیدی خواهدشـد، اگرچه آنها قادر نباشند از پس هزینه های مربوطه برآیند و یا توانائیهایشان را با سرعت تقاضای مشتریان ارتقا دهند. آنها باید درصدد پیش بینی تقاضای مشتریان بوده، تا اینکه بتوانند هرچه زودتر هرگونه ارتقایی را در توانائیهایشان، اعمــــــال کنند. ضمن اینکه می بایستی از سرمایه گذاریهای سنگین در توانائیهای غیرضروری نیز، اجتناب ورزند.
زمان حمل سریعتر، ممکن است نیازمند سازگاری شرکت با تولید سفارشی باشد. این امر می تواند مشکلاتی را برای تامین کنندگانی به وجود آورد که موقعیت جغرافیایی آنها، نسبت به مشتریانشان، به نزدیکی رقبایشان باشد. شرکتهایی که رقبایشان، اقدام به مدیریت زنجیــره تامین ازطریق لجستیک الکترونیک می کنند، ممکن است دچار مشکلات جدی گردند، حتی اگر مشتریان آنها هم به طور فعالانــــه درپی تغییرات در برنامه های زنجیره های تامین خود نباشند. اگرچه لجستیک الکترونیک، مزایای رقابتی بالقوه ای را به همراه دارد ولیکن تاخیر زمانی ناشی از دستیابی به آن می تواند خطراتی را برای شرکتهایی به ارمغان آورد که دیرتر دست به چنین انتخابی می زنند. چرا که ممکن است زمانی که آنها از ابتکــــارات رقبایشان تقلید می کنند، رقبای تهاجمی آنها، توانائیهایشان را در سطح بالاتری رسانیده باشند. توانائیهای جدیدی که به وسیله توسعه و بهبود در لجستیک الکترونیک، به وجود آمده است، ممکن است موجب ترغیب شرکتهای بزرگ در رقابت برای تولیـــــــد کارهای نیمه سفارشی و سفارشهای کوچک (که در گذشته متعلق به شرکتهای کوچک و بزرگ بود) گردد. آنها، ممکن است امروزه قادر به کسب سودهایی از چنین سفارشاتی باشند، درحالی که در گذشته هزینه های اداری چنین سفارشــاتی (که به شیوه نیمه دستی صورت می گرفت)، هرگونه سود بالقوه ای را غیرممکن می ساخت. همچنین شرکتهای دور دست به همین نحو، ممکن است بازارهایی را مورد هدف قرار دهند که در گذشته به واسطه محدوده جغرافیایی، محدود می شدند. شرکتهایی که بر روی محدوده های جغرافیایی و یا ساخت مجموعه های کوچک با قیمتهای بالاتر تمرکز می کنند، امکان بیشتری دارد که نسبت به سایر رقبای بزرگترشان، مجبور به تجدیدنظر در استراتژی هایشان (به سمت مدیریت زنجیره تامین جدید) گردند.
استراتژی «تامین از خارج»
با فرض اینکه شرکتی نیازمند بهبود و ارتقای اساسی در توانائیهای لجستیکی خود است، حال این سوال مطرح است که آیا لجستیک، یک کارکرد درون سازمانی است یا اینکه می بایستی به صورت «تامین از خارج» (OUTSOURCING) صورت پذیرد. طرفداران «تامین از خارج» استدلال می کنند که این سیاست، باعث ایجاد ارزش افزوده ازطریق افزایش بهره برداری از دارائیها، حذف پیشگیرانه هزینــه های سرمایه ای، کاهش هزینه های عملیاتی و آزادشدن زمان مدیریت جهت تمرکز بر روی شایستگیهای محوری شرکت می گردد. آنها تاکید می کنند که پیمانکاران بهتر، محاسنی دارند که از آن جمله می توان به داشتن دانش تخصصی و دسترسی به اطلاعات درباره بهترین فعالیتها اشاره کرد. آنها همچنین از منافع صرفه اقتصادی و تخصص گرایی در زمینه ارائه خدمات به مشتریان متعدد نیز بهره می برند.
لیکن، باید توجه داشت که سیاست تامین از خارج ممکن است مضاری را نیز همانند هزینه های مربوط به اجرای این سیاست و کاهش بالقوه کنترل درپی داشته باشد. کاهش کنترل بدان علت است که شرکتها، وابستگی شدیدی به تامین کنندگان لجستیکی خود پیدا کرده، درحالی که دیگر، مهارتهای لجستیکی سابق خود را نداشته و تجهیزات خود را به کنـــــاری گذاشته اند. این وابستگی شدید می تواند در صورت بروز هرگونه مشکلی همانند اختلاف و منازعه بین طرفین، توقف فعالیتهای تامین کنندگان و یا هرگونه تغییر در اهداف آنها (به عنوان مثال در فروش)، مخاطرات جدی را برای شرکتهای وابسته به همراه آورد.
برای موفقیت آمیز بودن سیاست تامین از خارج، وجود ارتباطات مشارکتی به همراه منافع و مسئولیت مشترک برای همه طرفهای درگیر الزامی است. یک برنامه صحیح «تامین از خارج» نیازمند سطح بالایی از اشتراک مساعی در بیـن طرفهاست. «شرکت خواهان تامین»، می بـــایستی اعتماد بالایی را به شرکتهای تامین کننده خدمات لجستیکی جهت اجرای وظایف اصلی شان، داشته باشند.
خدمات مشتریان و انعطاف پذیری، موضوعهای قابل توجهی در این زمینه هستند. شکست در ایجاد هرگونه عملیات لجستیکی در بازار رقابتی و درحال رشد، بدون توجه به دو عامل فوق، مطمئناً موجبات عدم رضایت مشتری و از دست رفتن تجارت می شود. دستیابی به موفقیت، به اجرای فعالیتهایی بستگی دارد که سطح بالایی از خدمات و اطمینان را برآورده می سازند.
امروزه، تعدادی از شرکتها هستند که اقدامات کامپیوتری جامعی را به صورت الکترونیک عرضه می کنند. به طور خلاصه، آنها خدماتشان را با عنوان شرکتهای تامین کننده خدمات کاربردی (ASP) ارائه می کنند. علاوه بر این، تعدادی از شرکتهای لجستیک ثالث(THIRD PARTY LOGISTICS) ، موسسات حمل و نقل(FREIGHT FORWARDERS) و شرکتهای اینترنتی (دات - کام)، می توانند اقدامات مبتنی بر وب را از سفارش گرفته تا پیگیری و مدیریت حمل و نقل ارائه کنند. شرکتهای قدیمی حمل و نقل (دریایی)، هم سیستم های الکترونیکی را راه اندازی کرده اند که کار عمده آنها حمل و نقل بسته های مختلف است.
نتیجه گیری
کاربرد فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیک در زمینه تدارکات و اجرا می تواند منافع عظیمی را با کاهش همزمان هزینه ها و افزایش رضایت مشتریان، به همراه داشته باشد.
معمولاً سرمایه گذاری تنها بر روی فناوری اطلاعات، کفایت نمی کند، بلکه ممکن است تغییرات اساسی در جنبه های فیزیکی زنجیره تامین، ضروری باشد، تا منافع بالقوه لجستیک الکترونیک به طور کامل حاصل آید. از این رو بهبودهای رقابتی حاصل از لجستیک الکترونیک، می تواند برای سایر رقبا که مایل و یا قادر نیستند که به چنین بهبودهایی دست یابند، تهدیداتی را ایجاد کند، لذا تغییرات زنجیره تامین (که به وسیله لجستیک الکترونیک تسهیل یافته است) می تواند در نتیجه در بعضی شرکتها موردتوجه قرار نگیرد و یا اینکه برعکس، در بعضی دیگر از شرکتها، موجبات تغییرات اساسی و پرهزینه در شیوه تولید گردد.
به خاطر علل ذکر شده در بالا، لجستیک دیگر نمی تواند یک کارکرد و موضوع بخشی باشد، بلکه نیازمند آن است که به عنوان عاملی محوری برای رسیدن به موفقیت کل شرکت محسوب شده و مدیریت گردد و به این ترتیب تغییرات داخلی و خارجی در فعالیتهای زنجیره تامین، ممکن است دلیل کافی جهت تجدیدنظر اساسی بعضی شرکتها، در استراتژی کلی شرکت محسوب گردد